الشيخ عباس القمي
73
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
امير المؤمنين راه كوفه را گذاشت و در جادّهء او پا گذاشت ، آن مرد ذمّى عرض كرد : آيا نگفتى كه من قصد كوفه دارم ؟ فرمود : چرا ، عرض كرد : پس اين راه كوفه نيست كه با من مىآيى راه كوفه همان است كه آن را واگذاشتى ، فرمود : دانستم آن را ، گفت : پس چرا با من آمدى و حال آن كه دانستى اين راه تو نيست ؟ حضرت فرمود : اين به جهت آن است كه از تمامى خوشرفتارى با رفيق آن است كه او را مقدارى مشايعت كنند در وقت جدا شدن از او ، همچنين امر فرموده ما را پيغمبر ما . آن مرد ذمّى گفت : پيغمبر شما به اين امر كرده شما را ؟ فرمود : بلى ، آن مرد ذمّى گفت : پس به جهت اين افعال كريمه و خصال حميده است كه متابعت كرده او را هر كه متابعت كرده و من تو را شاهد مىگيرم بر دين تو ، پس برگشت آن شخص ذمّى با امير المؤمنين عليه السّلام ، پس چون شناخت آن حضرت را اسلام آورد . « 1 » و لنعم ما قال البوصيرى : « 2 » محمّد سيّد الكونين و الثّقلين * و الفريقين من عرب و من عجم فاق النّبيّين فى خلق و فى خلق * و لم تدانوه فى علم و لا كرم و كلّهم من رسول اللّه ملتمس * غرفا من البحر او رشفا من الدّيم فهو الّذى تمّ معناه و صورته * ثمّ اصطفاه حبيبا بارى النّسم فمبلغ العلم فيه انّه بشر * و انّه خير خلق اللّه كلّهم « 3 »
--> ( 1 ) الكافى ، ج 2 ، ص 491 . ( 2 ) وى شرف الدين ابو عبد اللّه محمّد بن سعيد دلامى ( م : 694 ) است كه قصيدهء او الكواكب الدرية فى مدح خير البرية نام دارد . ( 3 ) حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم پيشواى دو جهان و سرور جن و انس و تمامى اقوام عرب و عجم است ، وى از لحاظ صورت و نيز سيرت ، بر تمام پيامبران فائق آمده است و آنان در علم و بزرگوارى به قلهء شامخ او نزديك نشدهاند . و تمام پيامبران به رسول خدا دست نياز برند تا از درياى [ كرامت ] و يا جرعهاى از باران [ رحمت ] پيوسته ريزان او را برگيرند . و او [ محمّد ] كسى است كه صفات درونى و بيرونىاش به كمال رسيده و آنگاه بود كه آفرينندهء ارواح او را به دوستى برگزيد . بالاترين پايهء دانش [ ناقصها ] آن است كه او انسان است و نيز آن كه او بهترين آفريدههاى پروردگار است .